در دل شب، زنی عجیب به یک روستای فراموششده در گرجستان شمالی میرسد. مارینا، یک وکیل اسرائیلی که تمام عمرش را در انکار گذشته و هویت خود سپری کرده، به گرجستان بازمیگردد تا پسری ۱۱ ساله را که مادرش نینو او را به عنوان نوزاد رها کرده، به اسرائیل ببرد. او با داتو (برادر نینو) ملاقات میکند که تمام عمرش را صرف مراقبت از این پسر کرده است. با وجود خصومتی که در او برمیانگیزد، او موافقت میکند که به او کمک کند. سفر داتو و مارینا، دو غریبه، دیوارهای بیگانگی و خشم را ذوب کرده و دیدگاه آنها را نسبت به جهان و خودشان تغییر میدهد.